گروه فرهنگی «سراج24»- این روزها جشنواره ای در یکی از سینماهای تازه ساز تهران در حال برگزاری است که شاید کمتر کسی از مردم در جریان برگزاری آن باشد؛ جشنواره به نام فیلم و عکس مادر که فاطمه گودرزی دبیری آن را بر عهده دارد.

این جشنواره را موسسه ای خصوصی به نام "نیلا فرهنگ" که چندان نام آشنا نیست برگزار می کند. رویا تیموریان، عضو شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم و عکس مادر، در مورد برگزاری این رویداد می گوید: «برگزاری چنین جشنوارهای کار سختی است و مباحث مالی در آن نقش مهمی دارد ما به هیچ عنوان کمک مالی از دولت دریافت نکردیم و برخی از بخشهای خصوصی نیز ابراز داشتند که از دورههای بعد همکاری خواهند داشت. با این وجود این جشنواره به لحاظ کیفی در مقایسه با برخی از جشنوارههایی از این دست چیزی کم ندارد.»
از نکات قابل توجه این جشنواره آن است که بدون داشتن کمک مالی در پردیس سینمایی چارسو که یک پردیس خصوصی نوساز و گران قیمت در مرکز تهران است برگزار می شود، جشنواره ای که افتتاحیه آن برای صندلی های خالی سینما بود؛ فیلم های شاخصی نیز در آن شرکت نداشتند اما توانست نزدیک به دو ساعت از آنتن زنده شبکه دوم سیما را به خود اختصاص دهد که اتفاقی در نوع خود جالب بود؛ جالب از این لحاظ که حتی جشنواره فیلم فجر به عنوان مهمترین رویداد سینمایی ایران از شبکه نمایش پخش شد نه از شبکه ای سراسری مانند شبکه دوم سیما!

این که چرا یک موسسه گمنام خصوصی هزینه ای هنگفت را صرف برگزاری یک جشنواره می کند و این که هزینه برگزاری یک جشنواره ملی در دو حوزه فیلم و عکس از کجا تامین شده؛ مسائلی است که این مقال در مقام بررسی آن نیست اما تاثیر این قبیل جشنواره ها بر آن چه به بهانه آن تشکیل شده اند چیست؟
در غالب موارد از جمله همین جشنواره فیلم و عکس مادر پاسخ «هیچ» است، یعنی تاثیر چنین جشنواره ای بر فرهنگ عمومی کشور در زمینه تکریم جایگاه مادر را باید صفر و یا نزدیک به آن دانست زیرا اصولا پشتوانه تئوریک و نظری خاصی در این گونه رویدادها به چشم نمی خورد.
این که جشنواره فیلم و عکس مادر بناست چه مادری را به عنوان اسوه و الگو نشان دهد مشخص نیست؛ تعریف بانیان آن از مادر و نقش وی در خانواده و جامعه چیست آن هم امری مبهم و نامعلوم است زیرا اعضای شورای سیاستگذاری این جشنواره اصولا افرادی دارای پشتوانه تئوریک خاصی نیستند؛ 6 نفر متشکل از چند هنرمند و مدیر میانی دولتی سیاستگذاری این جشنواره را بر عهده داشته اند که طبیعتا نمی توان از آنها انتظار تبیین و سیاست گذاری راهبردی را داشت.
یکی دیگر از موارد جالب در جشنواره فیلم و عکس مادر آن است که جایگاه عکس در این جشنواره اصولا مشخص نیست. دبیر یک بازیگر سینماست، اعضای سیاستگذاری اغلب سینمایی هستند، در مراسم افتتاحیه نیز از یک چهره پیشکسوت سینمایی تقدیر شد! این که عکس در این جشنواره خصوصی چه جایگاهی دارد مشخص نیست. چرا وقتی بنا نیست اهمیت چندانی به هنر عکاسی داده شود لزوما باید آن را کنار نام سینما در یک جشنواره آورد؟ شاید جواب آن باشد که برای خالی نبودن عریضه! زیرا آثار سینمایی که در خور مقام مادر باشد آن قدر نیست که بتوان با آن یک جشنواره را پر کرد پس شاید چند عکس هم برای بالا بردن تعداد آثار شرکت کننده به کار آید!
نحوه انتخاب آثار این جشنواره نیز از جمله نکاتی در خور توجه آن است. اگر نگوییم به یاد ماندنی ترین لا اقل یکی از به یادماندنی ترین آثار چند سال اخیر سینمای ایران در خصوص مادر، "شیار 143" بود؛ اثری که حتی "من ترانه 15 سال دارم" هم در منظر برگزار کنندگان جشنواره، از آن برای نمایش چهره یک مادر بهتر تشخیص داده شد!
تب برگزاری جشنواره به هر قیمت و هر اسمی گویا به این زودی ها در کشور ما آرام نمی گیرد اما سوال این جاست آیا واقعا تنها راه خدمت به موضوعی مانند جایگاه و نقش والای "مادر" آن است که با هر هزینه ای جشنواره ای سینمایی بر پا کنیم و به هر ضرب و زوری هر اثر چسب و ناچسبی را داخل آن کرده و مورد تقدیر و تمجید قرار دهیم؟ درصدد نیت خوانی نیستیم و امیدواریم اجر نیت صالح برگزار کنندگان جشنواره فیلم و عکس مادر و نظایر آن نزد خداوند محفوظ باشد اما بهتر نیست طرحی نو در اندازیم شاید که موفق افتد



